کتاب

کتاب عاشقان ایستاده می میرند

از {{model.count}}

زندگینامه‌ی داستانی رزمنده‌ لشکر زینبیون شهیدسیدمحمدخوشبو (عدیل)

تعداد
نوع
25,000
23,000 تومان
تخفیف
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
  • {{value}}
مقایسه
کمی صبر کنید...

کتاب عاشقان ایستاده می‌میرند نوشته زهره شریعتی زندگینامه‌ی داستانی رزمنده‌ی شیردل لشکر زینبیون؛ شهید سید محمد خوشبو (عدیل) است. در این کتاب زندگی این رزمنده مدافع حرم را با روایتی جذاب و داستانی می‌خوانید. کتاب عاشقان ایستاده می‌میرند نشان می‌دهد یک انسان چطور می‌تواند زندگی کند و به شجاعتی برسد که برای دفاع از اعتقاداتش از زندگی و عشقش به خانواده‌اش بگذرد. این کتاب سرنوشت مردی است که شجاعت را معنا کرده است و با فداکاری آن را به نسل‌های بعد آموزش می‌دهد. کتاب عاشقان ایستاده می‌میرند با زبانی روان و ساده شرح فداکاری و شجاعت است برای تمام کسانی که در زندگی فراموش کرده‌اند عشق و باور به اعتقادات چگونه باعث پرواز انسان می‌شود.

قیمت منصفانه

قیمت منصفانه

تا سقف 50% تخفیف
بازگشت وجه

بازگشت وجه

بازگشت وجه تا هفت روز
تضمین اصالت کالا

تضمین اصالت کالا

همراه با گارانتی معتبر
ارسال رایگان

ارسال رایگان

برای خرید بالای 150 هزار تومان

رفتم پیش مغیث و رایحه، گفتم: شما از این ماجرای مصدوم شدن عموعلی خبر دارید؟ رایحه گفت: آره، مصدوم شده. مغیث گفت: اره تو سوریه تیر خورده. با تعجب وصف ناشدنی و با کمی نگرانی و دلشوره گفتم: الان وقت شوخی نیست! از نگرانی و دلشوره حالم بد شد، ولی به خودم روحیه می‌دادم. مغیث اصرار کرد حرفش را باور کنم. اشک توی چشمانم جمع شد ولی گفتم چیزی نیست، حتماً زود خوب میشه، آره.
همان موقع صدای در شنیدم. شوهرعمه تو آمد. همه داشتند گریه می‌کردند. صدای هق‌هق بلند شد. بعد یکهو صدای شوهرعمه بلند شد و داد زد: «علی شهید شده» و بعد صدای گریه‌اش بلند شد. شوکه شدم. رنگ صورتم سفید شد. دلهره گرفتم. پاهام شل شد. هزار تا سؤال ریخت تو سرم، یعنی چی؟! شهید؟! کجا؟! چطوری؟! دارید شوخی می‌کنید؟! قلبم داشت می‌ایستاد. احساس کردم باید به یه گوشه برم. اشک‌هایم همینطور می‌ریخت. بچه‌ها به هم ریختند. مجتبی یه جور، مغیث یه جور، رایحه یه جور. عمار هم پیش مامان بود. چند هفته گذشت و ما برای وداع رفتیم. آن روز یک روز استثنایی برای من بود. اون روز بالاخره تونستم با عمو، آخرین خداحافظی را بکنم. اگر بخواهم یک جمله به عمو بگویم، این است: «هیچ وقت مأیوسم نکردی! ممنون.»

نویسنده
زهره شریعتی
ناشر
شهیدکاظمی
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
وزن
257
تعداد صفحات
۲۰۰

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...