کتاب

کتاب عبای سوخته

از {{model.count}}

برگهایی از زندگی شهید آیت الله سیدمحمد حسینی بهشتی

تعداد
نوع
6,500
6,000 تومان
تخفیف
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
  • {{value}}
مقایسه
کمی صبر کنید...

در  مجموعه کتابی که با عنوان «پا برهنه» طراحی و تولید شده است تلاش شده است تا گوشه ای از زندگی و سیره فردی و اجتماعی و سیاسی چند تن از مسئولین و خدمت گذاران راستین جمهوری اسلامی در قالب خاطراتی کوتاه به تصویر کشیده شود. موسسه فرهنگی خاکریز ایمان و اندیشه برای جمع آوری خاطرات این مجموعه مصاحبه ای انجان نداده بلکه خاطرات از منابع معتبر موجود انتخاب شده و پس از بازنویسی و ویراستاری و گویاسازی با حفظ استناد هر خاطره و بدون دخل و تصرف در محتوای آن در کتاب آمده است. بیشترین خاطرات این کتاب از کتاب «سیره شهید بهشتی» حاصل تلاش آقای غلامعلی رجایی انتخاب شده است. نام راوی پس از هر خاطره ذکر شده است و اگر واژه یا موضوعی در متن خاطره نیاز به تبیین و گویاسازی داشته توضیحات در پاورقی آمده است.

قیمت منصفانه

قیمت منصفانه

تا سقف 50% تخفیف
تضمین اصالت کالا

تضمین اصالت کالا

همراه با گارانتی معتبر
بازگشت وجه

بازگشت وجه

بازگشت وجه تا هفت روز
ارسال رایگان

ارسال رایگان

برای خرید بالای 150 هزار تومان

سال 1358 چند ماهی از تشکیل سپاه نگذشته بود که یک روز شهید بهشتی مرا به دفترش در قوه قضائیه خواست. وارد دفتر که شدم, پس از احوالپرسی تعدادی نامه به من داد و گفت:« این نامه ها را بخوان.» نامه ها گزارش های بسیار بدی بود که در مورد من به ایشان داده بودند. مثلا شخصی در سپاه از من به ایشان شکایت کرده و نوشته بود: «آقای رفیق دوست اورکت سپاهیان را به مبلغ 700 تومان خریده و به بچه هایی که اورکتشان را گم می کنند به مبلغ 1200 تومان می فروشد.» 

گفتم: «آقای بهشتی من اصلا 700 تومان نخریده ام، بلکه 160 تومان خریده ام و از بچه ها هم جریمه نمی گیرم. بلکه پادگان ها این کار را می کنند.»

ایشان گفت:«من شما را به اینجا نیاورده ام که توضیح بدهید.»

وقتی همه نامه ها را مطالعه کردم، ایشان نامه هایی را که در مورد خودش نوشته شده بود و دو سه برابر حجم نامه های من بود، به من داد و گفت: «این هارا بخوان».

وقتی چند نامه را خواندم, دیدم نامه ها سراسر فحش و اهانت و تهمت به این بزرگوار است که خواندن آنها برای من قابل تحمل نبود. لذا از خواندن بقیه منصرف شدم. ولی ایشان با تحکم به من گفت بقیه را هم بخوان. من هم و دو سه نامه دیگر را مطالعه کردم و گفتم: «همه اینها سراسر فحش و مثل هم است.»

ایشان گفت: «من تو را نیاوردم اینجا که نامه ها را بخوانی و ناراحت شوی. بلکه می خواهم بگویم که این انقلاب پول به تنهایی نمی خواست که شما و امثال شماها هزینه می کردید؛ این انقلاب، خون به تنهایی نمی خواست که ما و شما حاضر بودیم در راه تحقق و پیروزی آن بدهیم و عده ای هم که خونشان را نثار آن کردند؛ این انقلاب حالا از ما آبرو می خواهد که باید برای دادن آن آمادگی داشته باشیم. از این حرف ها از میدان به در نروید. باید ایستاد و این انقلاب را حفظ کرد.»

نویسنده
غلامعلی رجایی
ناشر
خیزش نو
تعداد صفحات
۱۱۲
وزن
132 گرم
نوع جلد
شومیز
قطع
رقعی

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...