کتاب

کتاب نورعلی

از {{model.count}}

زندگینامه و خاطرات شهید نورعلی شوشتری

تعداد
نوع
12,000
9,900 تومان
تخفیف
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
  • {{value}}
مقایسه
کمی صبر کنید...

نورعلی در سال 1327 در شهرستان نیشابور به دنیا آمد. از همرزمان شهید باکری و برونسی بود و در اکثر عملیات ها با مسئولیت های مختلف و فرماندهی محورهای عملیاتی حضوری فعال داشت. با وقوع عملیات مرصاد به توصیه مقام معظم رهبری مسئولیت این عملیات غرور آفرین را برعهده گرفت و به نقل از شهیدصیاد شیرازی فرماندهی خوبی از خود به نمایش گذاشت تا جایی که در تماس مرحوم حاج سید احمد خمینی با وی و ابلاغ گزارش پیشرفت عملیات توسط آن مرحوم به امام خمینی (ره)، حضرت امام خطاب به سردار شوشتری می فرمایند: در این دنیا که نمی‌توانم کاری بکنم. اگر آبرویی داشته باشم در آن دنیا قطعاً شما را شفاعت خواهم کرد. از اول فروردین ۸۸ نیز با حفظ سمت، فرماندهی قرارگاه قدس زاهدان را عهده‌دار شد.                                                            نورعلی شوشتری و رجب‌علی محمدزاده و ۱۰ نفر از برادران شیعه و سنی در تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ در یك حادثه تروریستی توسط عوامل مزدور استكبار جهانی در شهرستان سرباز استان سیستان و بلوچستان در موقع دیدار با سران طایفه‌ها بلوچ به شهادت رسیدند.

قیمت منصفانه

قیمت منصفانه

تا سقف 50% تخفیف
تضمین اصالت کالا

تضمین اصالت کالا

همراه با گارانتی معتبر
بازگشت وجه

بازگشت وجه

بازگشت وجه تا هفت روز
ارسال رایگان

ارسال رایگان

برای خرید بالای 150 هزار تومان

شهید نورعلی شوشتری سرباز بود. در مسابقات تیراندازی ارتش اول شد. گذاشتندش گماشته پسرخاله شاه. راضی نبود. می گفت اوضاع خانواده اش اصلاً خوب نیست و هیچ قید و بندی ندارند. از غصه مریض شد. چند روزی بازداشتش کردند. گفتند: اگر اینجا بمانی، می بریمت گارد شاهنشاهی. زیر بار نرفت. گفت:" دین و ایمانم را به هیچ قیمتی نمی فروشم". فایده ای نداشت، او را انداختند بیرون… مادرش که فوت کرد، برگشت روستای ینگجه. مینی بوس خرید. از روستاهای اطراف مسافرها را سوار می کرد تا قوچان. هر روز به شاگردش می گفت: "اگر کسی نداشت، کرایه نگیر." همیشه ده پانزده نفری مهمانش بودند!

گفت: "یک لیست تهیه کن از خانواده های فقیری که سرپرست شان توی درگیری با نیروهای انتظامی کشته شده اند یا به خاطر قاچاق مواد مخدر اعدام شده اند. می خواهم برای شان کمک بفرستم." همه بُهت شان زد. یکی یکی اعتراض کردند که اینها بچه های ما را شهید کرده اند و با نظام مشکل دارند و ... . اما نورعلی روی حرفش بود. گفت:"حالا سرپرست شان یک کار اشتباهی کرده چه ربطی به خانواده آنها دارد؟! بچه های اینها که مجرم نیستند. اگر ما زیر پر و بال این خانواده ها را نگیریم جذب دشمن می شوند ."خودش هم به آنها سر می زد. پیگیر بود تا برای تحصیل بچه هایشان مشکلی پیش نیاید. برایشان کتاب و لوازم التحریر می فرستاد.

نویسنده
علیرضا اشرفی نسب
ناشر
شهیدکاظمی
تعداد صفحات
274
وزن
232 گرم
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
توضیحات
از مجموعه اوج بندگی - 11

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...